در خیالِ آسمان

در نقشِ خیالِ آسمان من؛ چشم‌های تو در حکم خورشیدند.

در خیالِ آسمان

در نقشِ خیالِ آسمان من؛ چشم‌های تو در حکم خورشیدند.

در خیالِ آسمان

‏‏قلم که بر سر انگشتانم نشست، واژه‌ها دانه دانه بر رویِ این صفحه خواهند چکید.
∞ ∞ ∞ ∞
در نقشِ خیالِ آسمانِ من؛
چشم‌هایِ تو در حکم خورشیدند.

محبوب ترین مطالب
  • ۹۹/۱۱/۲۵
    پ

یکی از کاکتوس‌هایم به طرز عجیبی مُرد! مریم می‌گفت چند روز پیش که بهش آب دادم سر حالِ سر حال بود، اما امشب خشک و در هم پیچیده دیدمش. انگار چوب خشکی را درون گلدان کاشته باشند. دلم نمی‌آمد نگاهش کنم. ذهنم به دنبال علتی، تمام احتمالات را بر انداز می‌کرد.

خاک؟ آب؟ هوایِ اتاق؟ شاید هم قارچ زدگی؟ اما چرا بقیه اینطور نشده بودند؟

مریم زحمت بردنش به تراس را کشید تا بعدتر یک کاکتوس یا یک زندگیِ سبز دیگر را جایگزینش کنیم، اما ذهن من حتی الان که سعی دارد کلمات را کمی درست کنار هم بچیند تا معنی جملات درست از آب در بیاد هم، به علت این حادثه اعجاب انگیز فکر می‌کند. به اینکه چرا اول کمی پژمرده و زرد رنگ نشد تا بتوانم برای ماندنش کمی تلاش کنم؟

  • موافقین ۲۳
  • چهارشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۹، ۰۱:۲۲
  • احسان ‍‍

ابرهایِ سیاه

طعم زندگی

کاکتوس