در خیالِ آسمان

در نقشِ خیالِ آسمان من؛ چشم‌های تو در حکم خورشیدند.

در خیالِ آسمان

در نقشِ خیالِ آسمان من؛ چشم‌های تو در حکم خورشیدند.

در خیالِ آسمان

‏‏قلم که بر سر انگشتانم نشست، واژه‌ها دانه دانه بر رویِ این صفحه خواهند چکید.
∞ ∞ ∞ ∞
در نقشِ خیالِ آسمانِ من؛
چشم‌هایِ تو در حکم خورشیدند.

محبوب ترین مطالب
  • ۹۹/۱۱/۲۵
    پ

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۹ ثبت شده است

آسمان زندگی‌ام گاهی ابری‌ست و گاهی آفتابی. گاهی بارانی و گاهی آبی. گاهی خورشید می‌درخشد در نقشِ آسمانم و گاهی ستاره‌ها ریخته‌اند بر دامنِ زیبایش.
می‌دانی ما همه در بندِ زمان و ثانیه‌ها هستیم. در پیِ ثانیه‌ها و دقیقه‌ها و لحظه‌ها می‌دویم. هر چقدر هم خودمان را آویزان عقربۀ ثانیه شمار کنیم که تکان نخورد ، فایده ندارد که ندارد. ثانیه‌ها می‌روند که رفته باشند.
و حالا من در ۸۴۰۰ مین روز زندگی‌ام قرار دارم. شاید در اول سفری پر از ماجرا و شاید در نیمه‌های داستان زندگی‌ام و شاید هم در پایانش! مهم نیست ؛  من لذت می‌برم از هر آنچه که دارم و می‌روم دنبال هر آنچه‌ که می‌خواهم و محبت می‌کنم به هر کسی که سر راهم قرار گیرد. انعکاس رفتارم روزی به من می‌رسد که انتظارش را نداشته باشم.
تولدم مبارک :)
پی‌نوشت: مریمم ممنونم که می‌دانی من رنگِ فیروزه‌ای را خیلی دوست دارم. ممنونم که می‌دانی بادکنک فیروزه‌ای فقط به بادکنک سفید می‌آید.(عکس) ممنونم که کیک سادۀ شیرینت را با عشق و ذوق برایم درست کردی. ممنونم که کنارمی.

  • احسان ‍‍

قاب دلخواه خانۀ من ، برگ‌هایِ سبزِ این گیاه است. برگ‌هایی که یکی یکی سر در می‌آورند و بزرگ می‌شوند و باز نوبت بعدی... در سر سودای چه دارند؟ امید را از کدام خاک تغذیه می‌کنید؟ می‌شود ریشه‌های من را هم کمی مهمان کنید؟ می‌شود کمی سر بگذارم بر رویِ برگ‌هایِ سبزتان و  بخوابم؟ می‌شود به من هم یاد بدهید که از درونِ خودم منی جدید بسازم و کمی بالاتر بروم؟

پی‌نوشت: سرچشمه اصلی ، بلاگردون. ممنونم از فرشته خانم بابت دعوت. با دعوت از محمد عزیز.

  • احسان ‍‍