در خیالِ آسمان

در نقشِ خیالِ آسمان من؛ چشم‌های تو در حکم خورشیدند.

در خیالِ آسمان

در نقشِ خیالِ آسمان من؛ چشم‌های تو در حکم خورشیدند.

در خیالِ آسمان

‏‏قلم که بر سر انگشتانم نشست، واژه‌ها دانه دانه بر رویِ این صفحه خواهند چکید.
∞ ∞ ∞ ∞
در نقشِ خیالِ آسمانِ من؛
چشم‌هایِ تو در حکم خورشیدند.

محبوب ترین مطالب
  • ۹۹/۱۱/۲۵
    پ

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

قلبم قلم به دست می‌گیرد و می‌نویسد ولی افسوس! 

افسوس که زبان دل را جز با دل نمی‌شود خواند!

اصلاً قلب را خدا داد برایِ چه؟ یه مُشت ماهیچه فقط برای پمپاژِ مایعِ قرمز رنگی که مارا زنده نگه می‌دارد؟ پس چرا بعضی وقت‌ها می‌شکند؟ چرا بعضی وقت‌ها نگاهِ کسی باعث تند تر زدنش می‌شود؟ چرا گاهی می‌گیرد؟ چرا گاهی غَم عالم قُلُپی می‌ریزد درونش؟   مگر ماهیچه‌ها هم می‌شکنند؟ مگر ماهیچه‌ها هم این چیزها حالیشان می‌شود؟

خدا قلب را آفرید ، و از روح خودش در آن دمید و گذاشتش در اعماقِ وجودمان! تا هر موقع احساس کردیم تنهاییم و در این عالم کسی نیست که زبان قلبمان را بفهمد ، دستمان را رویِ آن بذاریم و به ضربان منظم خدا گوش دهیم. حرف میزند خدا با این ضربان!  همان جاست خدا. در اعماقِ وجودت. در قلبت! آنجا حرمش است! «القَلْبُ حَرَمُ اللّه»

  • احسان ‍‍