طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه


‏‏‏قلم که بر سر انگشتانم نشست، واژه‌ها دانه دانه بر رویِ این صفحه خواهند چکید.


آخرین نگاشته ها
  • ۹۷/۰۵/۱۳
    شب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پاییز» ثبت شده است

چشمانِ پاییزی

شنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ب.ظ

سکانس اول:

چنارِ پیرِ وسطِ میدان، تمام برگ‌هایش را پهنِ خیابان‌ها و آسفالت‌ها کرده. انگاری خدا پاییز را داده است دستش، و قرار است هر ساله پهنش کند در دلِ این شهر.

سکانس دوم:

آفتاب رُخ گرفته و ابرهایِ تیره با بغضی در گلو مانده سایه‌ای سرد بر رویِ شهر انداخته‌اند و منتظر بهانه‌ای تا بغض بترکانند و دانه دانه اشک‌هایشان را بر رویِ مردمی که لحاف پاییز به رویِ خود کشیده‌اند، بریزند.

سکانس سوم:

عاقبت بارانِ پاییزی کوچه پس کوچه‌هایِ شهر را در آغوش می‌گیرد و درحالی که برگ‌هایِ رنگارنگِ چنارِ پیر را بر رویِ خود موج می‌دهد، در جوی‌هایِ آب روان می‌شود.

سکانس چهارم:

صورتت در زیر بارانِ ریزِ ابرهایِ غمگین، چه نمناک شده. انگاری قطره قطرۀ باران از چشمانت تبرک می‌جویند و بعد عاشقانه خود را بر روی زمین می‌ریزند.

سکانس پایانی:

چه دیدنیست چشمانِ معصومت در هوایِ پاییزی این شهر.

  • احسان ◇

یکهو

چهارشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۷ ب.ظ

 صدایِ رعد و برق آسمان را قُرق کرده و نورش شهر را. امسال پاییز چه زود قدم گذاشته است به این شهر. نصف شبی صدایی در آسمان انداخته و دست کرده زیرِ برگ‌های ریخته شده و همه را در هوا می‌چرخاند. نم‌نمِ بارانی را راهیِ گرد و غبارِ بلند شده کرده و بویِ نمِ دلنشینی را راهیِ ریه‌های‌مان.

انگار عادتش هست که همیشه یکهو بیاید...

  • احسان ◇