طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه

‏‏‏قلم که بر سر انگشتانم نشست، واژه‌ها دانه دانه بر رویِ این صفحه خواهند چکید.

کوتاه نامه ها
آخرین نگاشته ها

جامعه خود ماهاییم

دوشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ

جدا از بحث ماشین هایِ ساخت کشورمان که هر وقت به یادش میافتم دلم میخواهد که بزنم با آرپی‌جی تمام شرکت هایِ ایران خودرو و سایپا را با خاک یکسان کنم؛ بحث رانندگی کردن ما ایرانی ها هست! قبلا گفته بودم که سرِ چهار راهی چند عدد توریست اروپایی داشتند از ماشین های به هم گره خوردهِ وسطِ چهار راه عکس می انداختن و یا آن چهار راه دیگر که چراغ راهنمایی اش خاموش شده بود و اوضاعش بد جور خر تو خر شده بود! خلاصه اینکه باید قبول کنیم که ما هر چقدر در مهمونی ها و مجالس دیگه از این قبیل حترام هم را نگه میداریم در رانندگی کردن انگاری تمامِ احترام هایی را که قائلیم لایِ در ماشین کوفته میکنیم و بعد پا بر روی پدال گاز میگذاریم! اتوبان هارا که دیگه نگویید که احساس میکنیم سوار مدل Aventador Superveloce لامبورگینی هستیم و تو پیست Lime Rock آمریکا داریم بر سر اول شدن تلاش میکنیم! و باید با هزار جور لایی کشی و بازی کردن با جون صد ها بچه بیچاره، اول بشویم و اگر اول نشویم زوجه محترمه مارا خانه راه نمیدهد و شب را مجبوریم داخل همان Aventador Superveloce بخوابیم! :| نمیدونم تا به حال پارکینگ های زیرگذرِ حرم رفته اید یا نه ولی بذارید یه خاطره ای هم از آنجا بچسپانم به این مطلبم! و آن اینکه یکبار که با خالهِ ام و عزیز آقا شوهر خاله ام رفته بودیم برای زیارت، شوهر خاله مان خواستند ماشین را ببرند پارکینگ حرم؛ ورودی پارکینگ جوری هست که ماشین ها از لاین بلوارشان به سمت راست میچرخند و واردِ فرعی ای میشوند که ورودی پارکنیگ است، حالا فرض کنید روز شلوغی باشد و ماشین ها مجبور باشند برای وارد شدن به پارکنیگ یکی یکی پشت هم به صف شوند که همین به صف شدن باعث میشود یکی از سه لاین بلوار، بسته شود و الباقی ماشین ها مجبور به رد شدن از آن دو لاین دیگر باشند! حالا یک ماشین دیگر را وارد ماجرا کنید که سرش را مثل خر میاندازد پایین و میرود جلوی صف کنارِ ماشین ها می ایستد و دلش میخواهد بدون هیچ گونه نوبتی وارد پارکینگ شود، و با هزار التماس و درخواست میخواهد که جایی برایش باز کنند! تا با لبخندی از سر اینکه «دیدین از همه تون زودتر رفتم» وارد پارکینگ شود! و خُب ماشین هایی هم که به صف هستند هم با لبخندی به این مضمون که «بچه برو آخر صف» میزنند تمام ذوق و شوقش را ریز ریز میکنند، و همین باعث میشود که یکی از دو لاین باقی مانده هم بسته شود و ترافیکی را جرقه بزند که بیا و بیین! و بخاطر چند لحظه زودتر واردِ پارکینگ شدند؛ هزاران ثانیه را از صد ها نفر دیگر تلف میکند و انگار نه انگار!
خلاصه حرفم این که فرهنگ رانندگی کردن در کشور ما به حدی فقیر است که بچه هایمان در بازی کردن با ماشین هایِ لاکی شان بیشتر از ما فرهنگ دارند در رانندگی کردن با ماشین های آهنی مان. و بدبختانه در تمام ما ایرانی ها حس مشترکی وجود دارد که خود را مبرا از هر گونه بی فرهنگی میدانیم، و اصلا بی فرهنگی را میاندازیم داخل حیاطِ همسایه! و در دور همی هایِ فامیلی مان پا هایمان را میاندازیم روی هم و صدایی کلفت میکنیم و با لحنی حق به جانب میگوییم که: «فلان کشور اروپایی را دیده اید که چقدر مردم قانون مند هستند و چقدر تمیز و مرتب رانندگی میکنند؟!» و یکی نیست بگوید که داداشم مردم ایران را همین تک تک خود ماها تشکیل داده ایم و اجرا کردن قانون بر عهده خود ماست! و صد متاسفانه عادتی هم در بین ما نهادینه شده است که تا زور نباشد بالای سرمان قانون برای هرکسی هست جز ما!  
لُپ حرفم اینکه: بیایید با درست و قانون مند رانندگی کردند شهر خودمان را زیبا تر از قبل کنیم. 
  • احسان ◇

خاله جان

عزیز آقا

نظرات (۶)

  • ماهی کوچولو
  • بابا دیگه چه توقعی میشه داشت وقتی سر کلاس آیین نامه استاد میپرسه حق تقدم تو این شکل با کیه؟ چندتا از پسرا میگن با اونی که زورش برسه یه سریم میگن اونی که ماشین ماست :| 
    پاسخ:
    چی میشه کرد جز اینکه خودمون فرهنگ رانندگی مون رو ارتقا بدیم...
    ما که کلاس آیین نامه برامون سه روز کلا گذاشتن! سه روزی که یه روزش رو نبودم! :|
    یکی دیگه از مشکلات اساسی رانندگی اینه که به مجرد اینکه رانندگان متوجه میشن در یکی از خروجی های خیابان اصلی مثلا اشرفی اصفهانی ! پلیسی برای جریمه کردن نیست با زرنگی های معمول از کوچه پس کوچه گذر می کنند تا برسند به این خروجی و خلاف بیان داخل خیابون !

    رانندگی ما نشات گرفته از فرهنگی زندگی فردی ماست که تو مهمانی ها به علت تعارفات مرسوم و آشنا بودن صاحب خانه و مهمان و فامیل و دوست بروز پیدا نمی کند.
    پاسخ:
    پیچوندن پلیس ها که ایرانی ها استادشن!
    شاید مقداری از طرز رانندگی ما از زندگی فردی گرفته شده باشد ولی همه اش نه!

     جواب لپ کلامتون فقط دو حرفه
    خـــــــــــــــــــــــــــا
    : ))

    +راستی مگه در جریان نیستین که تماااام اونایی که میشینن پشت رول یه پا شوماخرن واسه خودشون؟!
    پاسخ:
    :))
    واقعا! 
    اعتراف میکنم بارها با خانواده بی فرهنگی کردیم:(( یعنی قانون رو رعایت نکردیم و حق بقیه ضایع شده:| گاهی میگم ولی گوش نمیکنن:(
    ولی انصافا خانمها قانون مدار ترن و بیشتر این بی نظمی بخاطر آقایونه.
    یاعلی
    پاسخ:
    ما هم از این اعترافات داریم...
    هم مرد و هم زن که قانون رو الکی الکی رعایت نکنن هستن! من راننده خانوم دیدم راهنما راست زده بعد پیچیده چپ! آقایون یه مشکلی که دارن دچار غرور میشن! تا یکی سبقت میگیره گاز رو محکم فشار میدن تا ازش سبقت بگیرند... مخصوصا تو جوون ها بیشتر هست!

  • ماهی کوچولو
  • اوووه نه بابا ما 8 جلسه کلاس داشتیم دو جلسه اش فنی بود

    بعد اگه غیبت میکردیم نمیشد شرکت کنیم! تو مرحله ی آموزش شهری باید صبر میکردیم اون روز غیبت مون رو تو دوره ی بعدی جلسات آیین نامه میگذروندیم خیلی خفنه بهار :))
    پاسخ:
    اونجایی که ثبت نام کرده بودم هم هشت جلسه ای بود! ولی فکر کنم بخاطر نبودن ثبت کننده و منتظر موندن بیش از حد اونایی که ثبت نام کرده بودن! کلاس رو تشکیل دادن تو سه جلسه!
    بهار!  :|
  • علیـ ــر ضــا
  • آرام باش 🙂😢
    پاسخ:
    :||

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">