طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه

‏‏‏قلم که بر سر انگشتانم نشست، واژه‌ها دانه دانه بر رویِ این صفحه خواهند چکید.

کوتاه نامه ها
آخرین نگاشته ها

قانون!

يكشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۲:۵۲ ب.ظ

(۱) اومدم از سمتی از چهارشهدا به سمت دیگه اش بروم که با صحنه ای رو به رو شدم که خیلی برایم عجیب آمد! با اینکه ماشین ها ایستاده بودند و چراغ قرمز بود، عده ای آن سمت من، پیاده ایستاده بودند! از جلو ماشین ها رد شدم و نزدیکشان که شدم فهمیدم توریست اند و اهل اروپا؛ یکی شان گوشی اش را در آورده بود و عکسی از ماشین هایی که وسط چهار راه با وجود چراغ راهنما گره خورده بودند، انداخت! سرم را برگرداندم و نگاهی به چراغ عابر پیاده انداختم و دیدم قرمز است! [کاش میتونستم برگردم آن طرف و منتظر بایستم تا سبز میشد] 

(۲) شب بعد از غروب با پسر خاله ام سوار ماشین بودیم و داشتیم بر میگشتیم، که به چهار راهیی رسیدیم که چراغ راهنما اش خاموش بود! اتوبوس ها از یک طرف و سواری ها از طرف دیگری با عجله وارد چهار راه می شدند! هر کدام میخواستند راهی از بین ماشین ها به هم گره خورده پیدا کنند و سریع چهار راه را به حال خودش رها  کنند، در حین عبور از همین چهار راه نزدیک بود که بین چند ماشین له گردیم ولی خُب به قول پسر خاله ام: چهار راه خر تو خره و کاریش هم نمیشه کرد! 

  • احسان ◇

پ.خ حمید

نظرات (۲)

  • علیـ ــر ضــا
  • چه جالب مورد دوم خر تو خر ماهم داریم از کار راهها 
    دیگه سخت نگیر 
    پاسخ:
    :|

  • بهارنارنج :)
  • واقعا هم زشته:)ولی به قول پسرخاله همه جا خرتو خره:/
    پاسخ:
    واقعا هم زشته
    :|| اصلن یه وضعی
    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">