طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه

‏‏‏قلم که بر سر انگشتانم نشست، واژه‌ها دانه دانه بر رویِ این صفحه خواهند چکید.

کوتاه نامه ها
آخرین نگاشته ها

جان جاسم منو فشار نده!

چهارشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۲۹ ب.ظ

خسته و کوفته داخل پاساژ ها میگشتیم برای خرید لباسی، رفیق ما بد جوری دیر پسند هست! اینقدر خسته بودم که دیگه داخل مغازه ها نمیرفتم و تنهایی میفرستادمش تا خریدش رو انجام بده؛ همینطور که منتظر بودم از داخل مغازه بیاد بیرون، چند قدم رفتم جلو تر و یک دفعه صحنه ای رو دیدم که تموم خستگی ام پرید و حتی جا داشت قهقهه ای بلند سر بدم :)

شما را با صحنه مورد نظر تنها میذارم :) 

و همینطور

+ببینید   +ببینید

وهمچنان +ببینید :) 

  • احسان ◇

اسماعیل. ع

نظرات (۴)

فروشنده خیلی بی اعصاااب بوده :))))
پاسخ:
چرا بی اعصاب؟ خیلی ذوق داشته :) 
  • محبوبه شب
  • خخخخخخخخخخخخخخخ
    عالی بود ^_^
    اصن خود فان بود
    : )))))))))))
    + و همچنان می خندد و اشک گوشه ی چشمش را پاک می کند!

    دمتون گرم با این پست باحالتون : )
    پاسخ:
    :)) ذوق و انرژی از فروشنده میچکید :)
    خواهش میکنم قابلی نداشت :)) 
    وای خیلی خوب بودن، ماشالا به خلاقیت اونی که اینها رو نوشته:)))
    پاسخ:
    الحق ماشالا :)) 
    😂😂😂😂😂 مااا کرم داریم شما ندارید 😂😂😂😂😂😂

    پاسخ:
    :)))) 
    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">