طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه


‏‏‏قلم که بر سر انگشتانم نشست، واژه‌ها دانه دانه بر رویِ این صفحه خواهند چکید.


آخرین نگاشته ها
  • ۹۷/۰۵/۱۳
    شب

طعم تابستان

دوشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۳۰ ب.ظ

صبح تابستان بود، هنوز خنکیِ سر صبح در هوا پخش بود و بوی زندگی می‌آمد. تازه چشم‌هایم باز شده بود که مامان به پنجره‌یِ حیاط بزرگمان اشاره کرد و گفت:«تو حیاطو ببین» خودم را رساندم به پنجره و پرده‌یِ سفیدش را کنار زدم. نگاهم خیره ماند به گوشه‌یِ حیاط. دوچرخه‌یِ سبز‌رنگِ دست‌دوم چنان مرا ذوق مرگ کرد که هیچ چیز جز دوچرخه را نمی‌دیدم! پله‌هایِ بهارخواب را دوتا یکی کردم و دستم را رساندم به دوچرخه. مامان داشت از رویِ بهارخواب نگاهم می‌کرد و بابا با تمام ابهتش کنارم لبخند می‌زد! پاهایم را رویِ رکاب‌هایِ دوچرخه گذاشتم و اولین رکاب را به عشق مادر و غرور پدرم زدم! ...تابستانِ آن سال با تمام گرما و عرق کردن‌هایش، مزه‌یِ دیگری داشت! طعمی دوست داشتنی که خیلی وقت است در تابستان هایم گُم شده...

+ برای سخن‌سرا

  • احسان ◇

نظرات (۱۰)

  • آسـوکـآ آآ
  • به به :)
    پاسخ:
    به‌به علیکم :)
  • هادی اسماعیلی فضل
  • سلام. وب بخوبی دارین . تکبیت ناب خواستین در خدمتیم

    نوشته بود شهید است هر آن که مرد از عشق

    همیشه دلهره دارم از این به هم نرسیدن

    کسی سراغ نداری تو را به من برساند ؟!



    befarmasher.blog.ir
    و ناگهان به سرم زد که عاشقت بشوم


    از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم
    هنوز پیرهنم را نشسته می پوشم

    همیشه دلهره دارم از این به هم نرسیدن
    کسی سراغ نداری تو را به من برساند؟!

    همیشه دلهره دارم از این به هم نرسیدن

    کسی سراغ نداری تو را به من برساند ؟!



    befarmasher.blog.ir
    پاسخ:
    سلام. کار هاتون رو دیدم ولی می‌دونید این روش تبلیغ کردن فایده نداره. راه های بهتری هم هست برادر...
    کامنتا بازه ^-^
    پاسخ:
    :)) سلام
  • هادی اسماعیلی فضل
  • ممنون برادر عزیز. لطفا راهنماییم کنین
    پاسخ:
    می‌دونید فضای وبلاگ نویسی و بیان خیلی بزرگ نیست و تقریباً هیچ کس از کامنت هرزنامه ای خوشش نمیاد. 
    به نظرم بهتره رو کار ها و پست هاتون تمرکز کنید. مطمئن باشید اگه عالی باشید خیلی زود پیشرفت می‌کنید.
    خواستم بگم چقد کوتاه :) بعد دیدم تو سخن‌سرا نوشته یه جور مقدمه می‌خواد. خلاصه که آفرین مشکلی از نظر من نداره :دی
    پاسخ:
    D:

    سلام :)
    چقدر قشنگه عکس کنار وبلاگ. کلی حس خوب داره :)
    پاسخ:
    :)
    آره خودمم خیلی دوسش دارم
    معلوم نیست پشت اون لبخند پر ابهت پدرتون ،
    چقدر ذوق و شوق بوده ... :)
    پاسخ:
    آره دقیقاً :))
  • نعیمه بانو
  • سلاااااام :))))
    دعا کردید؟؟؟ یا یادتون رفت؟:/
    پاسخ:
    سلام...
    دعاتون کردم... :)
    چه قشنگ بود ...:)) حس خوبی داشت باد اولین رکاب زدنای خودم افتادم:))
    پاسخ:
    خوشحالم که این حس براتون بوجود اومده :)
    درود بر شما
    زیبا و دوست داشتنی بود
    پیروز باشید ( یا حق )
    پاسخ:
    سلام :)
    ممنون لطف دارین
    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">