طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه


‏‏‏قلم که بر سر انگشتانم نشست، واژه‌ها دانه دانه بر رویِ این صفحه خواهند چکید.


آخرین نگاشته ها

احوالات‎ داداش

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۳۶ ب.ظ

۱  امروز ظهر داداش‎کوچولوام بعد از معطلی نیم ساعته که دم درب مدرسه داشته و بابا کاملاً لطف داشتن و فراموشش کرده بودند! گفت: که من تا دو روز دیگه تعطیلم!  با حالتی بس متعجبانه نگاهش کردیم که آخه چرا ؟  گفت: تعطیلیم دیگه!  دوستام بهم رسوندند که مدیر تعطیل کرده!  یعنی قشنگ معلومه که هماهنگ کردند که مدرسه رو بپیچانند! سال اولی و این حرفا! والا ما فرشته بودیم!

۲  همین چند دقیقه پیش که داشتم این مطلب رو تایپ می‎کردم اومد پیشم و رو کرد و گفت : تو این همه می‎گی می‎خورمت می‎خورمت ، نمی‎تونی چون روزه‎ای! فقط شب می‎تونی که اون موقع هم حواست به من نیست! [احتمالاً میخواسته بگوید که سفره افطار را میبینی خودت را هم فراموش می‎کنی برادر من.]

  • احسان ◇

نظرات (۱۵)

چه داداش فنچ و صدالبته خوش مزه ای دارین 😍😍😍
خدا حفظ ش کنه
پاسخ:
:)
 خدا شفاش بده :)) دیوونه است :))))
بهش بوگو که خوردن در حد ضرورت اشکال نداره! 
پاسخ:
:) در حال اضطرار البته اشکال نداره ...
دِ
 نگید اینطوری گناه داره ^_^

پاسخ:
خا :)
برادر من کلاس دومه، از مدرسه یه جورایی رسوندن که دیگه نیاید، اینم کلا شنبه هاشون ورزش بود و طی سال هم تق و لق بود، امروز خودمونو کشتیم که نرو! می گفت نه، باید برم! آخر برداشتم بردمش بیرون که نره مدرسه:))
پاسخ:
:))  چرا دوران ما از این چیزا نبود؟
اخرین باری که از داداش نوشتید مال خیلی وقت پیش بود سر بیسکوئیت که گفتید به منم بده گذاشته بود براتون😁😅
پاسخ:
:) ویفر بود فکر کنم..
 البته نوشتم ازش.. ننوشتم؟
ما ها خیلی مظلوم بودیم! ولی این سماجت برای رفتن زمان خود من هم بود:))
پاسخ:
 من بر عکس خیلی از مواقع از مدرسه زدم بیرون و د برو که رفتیم :)

2- چه ذهن منطقی ای داشته! :)
پاسخ:
:))
اگه اینا بچه‌ان پس ما چی بودیم؟:))
خدا حفظش کنه:)
پاسخ:
خدا نسل بعد رو بخیر کنه :)
ممنونم.. ان شاء الله
مقطع ابتدایی همیشه اول خرداد تعطیل میشه فکر کنم ..

خدا حفظش کنه این داداش کوچولوی شما رو ^_^
پاسخ:
ممنونم :))
خدا حفظش کنه شکلات رو :))
پاسخ:
ان شاء الله :)
شکلات شیطون، یا شیطون شکلاتی  :)
ای جان .. شیرین زبون :))
پاسخ:
سلام پری خانم
و البته شیرون زبون شیطون
:)))
از شیرینی و قند عسل بودن این کوچولو که دوستان لطف کردن پیش از ما گفتن و خدا هم حفظش کنه ان شاءالله 
اما سوالی مطرح می شود از این جهت که بخورمت بخورمت های شما من باب شیرینی این برادر گفته می شود؟ من باب ترساندن گفته می شود؟ من باب اذیت کردن؟ یا چی مثلا؟ (((: 
و من الله توفیکم 
پاسخ:
ممنونم ان شاء الله...
من باب اینکه خیلی ببعی هستن ایشون مورد خطاب قرارشون میدم. :))
جزاء کم الله خیرا 
اذیتش نکنید خب:/
ببینید چقدر فکرشو درگیر کرده این خوردنه رفته واسش استدلال پیدا کرده!
پاسخ:
اذیتش نمیکنم... ندید ایشون رو... خیلی شیطون تر از این حرفاست :)
ببعی؟ چرا؟ ارتباطش با ببعی چیه؟ قطعا نه صداش مثل اونه نه بدن و جوارحش نه قدرت تفکرش!! 
حفظکم الله إلی الابد 
پاسخ:
نه کلاً باهاش شوخی می‌کنم و گاهی اوقات ببعی صداش میزنم.. و خب ببعی رو باید خورد دیگه... :)
جعلکم الله من انصاره
یکبار بعد افطار، بخوریدش تا درس عبرت دفعات آینده اش بشه :))

+ خدا براتون نگه داره. 
پاسخ:
بخورمش دیگه بی داداش می‎شم!  :) 

ان شا الله ، ممنونم.
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">