طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه

آسمان حرف هایم

طاقِ فیروزه


‏‏‏قلم که بر سر انگشتانم نشست، واژه‌ها دانه دانه بر رویِ این صفحه خواهند چکید.


آخرین نگاشته ها

خروسک مغرور

پنجشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۲۸ ق.ظ
- چیه داداش لم دادی لبِ دیوار ، زیر آفتاب، و نظاره‌گر ملّتی؟!
[صدایش را صاف میکند و با غرور خاصی جواب میدهد]
+ بالاخره قسمتم شد!
- چی؟
+ بگو کی...
- خُب حالا... ؛ کی؟
+ همون جوجه خروسِ مغرور که صداش انگار از ته‌ِتوالت در میامد!
- خوردیش؟!
[آروغی میزند و با لبخند غرورانه‌ای جواب میدهد]
+ آره! البته یکم مقاوت کرد.
- نوش جونت داداش... بزن قدش!  برو دنبال بعدیش ؛ مقاومت در برابر واقعیت بی‌فایدست!

پی‌نوشت: ذهن شما چه داستانی از تصویر بالا میکشد؟ بذارید کامنت ها را مهمان داستان‌هایِ ذهن شما باشیم :)
  • احسان ◇

نظرات (۱۳)

 D اول متنو خوندم بعد عکسو دیدم :)))))) 
پاسخ:
:|
مگه میشه عکس رو ندید اول ؟ 
:)
بنده هم مثل نخستین نظر دهنده، اول متن رو خوندم 😉
آقا یک بررسی جامعه شناسی کن که چرا این اتفاق افتاد...

پ.ن: اهل فیلم زیر نویس نیستم، اما چند وقت پیش، دستکم یکی، دوتا فیلم زیرنویس شده دیدم
پاسخ:
برسی جامعه شناسی نمیخواد. گربه گشنش شده و چی بهتر از یه جوجه خروس با رون هایِ تقریبا گوشت دار :)


خوبه اونجا برای داداشتون خروس هست اینجا ابجی ما با شیکم بزرگ شدش گرسنه مونده😢
پاسخ:
ممظورتون همون گربه هست دیگه ، نه؟
هرچند گشنمه سهم گوشت امروزمو دادی اون گربه ذغالی ایکبیری، ولی خب هنوز با هم دوستیم، آشتی.
:)
یاد نخودم افتادم دلم براش تنگ شد. این آخریا صداش می‌کردم نخود می‌دوید میومد پیشم.
پاسخ:
:)

بله همون گربه ای که پنجه ی پر از عشق و خستگیشو به روی ادمی دراز کرده
پاسخ:
حالا چرا گرسنه مونده؟
درکش میکنم، همیشه بعد از یه غذای حسابی، چرت زدن میچشبه.
پاسخ:
:))
_ناهار چی خوردی؟
_هیچی!
_میگم ضعف کردی، حالا چرا نخوردی؟
_کالباس بود،تو مرامم نیست گوشت رفیق بخورم.
_بزن قدش که مثل خودم لوتی هستی:)

دلم برای جوجه خروسه سوخت گفتم، این گفتگو خیلی مهربون‌تر و آموزنده‌تر بود:| :D
پاسخ:
:))

خب خروسه ادعاش میشده :)
  • گرافیست ارشد
  • به به :)
    بسیار عالی و زیبا جناب هیچ نویس..
    پاسخ:
    :)

    ممنونم :))
    به نظرم قهر کرده طرف داره نازش رو می‌کشه :))
    پاسخ:
    نه نگاش کنید...لم داده... شیطنت میباره ازش
  • بنت‌الهدا فتحی
  • -قربون مرامت دفعه بعد جبران میکنم.
    پاسخ:
    :))
    - آقا بی زحمت اون دسته کلید ما رو لطف کنید بدید. عیال منزل نیستن پشت در موندم. خسته و کوفته ام حال ندارم برم پایین دوباره بپرم بالا! 
    + بفرمایید جناب گربه خان! 
    - دستت درست، آقا!
    .
    خیلی بداهه طوری! :)
    سلام! :)


    پاسخ:
    :))) 

    خیلی هم خوب :)
     و سلام علیکم :))
    گربه: قبلا حلقه نبود تو این انگشت؟
    مرد: لب حوض گذاشتم، کلاغ نامرد دزدیدش!
    گربه: همون که زیاد هوار میزد؟ دیروز خوردمش. دیگه بعیده لونه شو پیدا کنی
    مرد: ای بابا. میگم صداش نمیادا. کلاغ مگه قحط بود سر جدت؟
    گربه: هاهاها... بگو بینم زنت جیغ جیغ نکرد حالا؟
    مرد: خیلی وقته خونه باباشه!
    گربه: حیف شد پس. کلاغ فهمیده ای بود...
    پاسخ:
    کلاغ فهمیده :))

    گربه ها کلاغ هارو میتونند بخورند؟
    بله. بنظرم قدیما میخوردن. اگر الان تنبل نشده باشن 😜
    پاسخ:
    والا از گربه های این دور زمونه نمیشه انتظار داشت برن سراغ شکار کلاغ ، بیشتر سر سطل زباله ها دنبال غذا میگردند :))
    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">